محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

151

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

در سرزمين مسيله وزاب اسفل مىزيستند . مىدانيم كه قبيلهء زناته در ايام دولت اموى از قبايل پيرو ايشان در ناحيهء مغرب بود و بر ضد دشمنان ايشان ، عبيديان يا فاطميان مىجنگيد . از دشمنان شيعه در همان وقت جعفر و يحيى پسران على بن حمدون الاندلسى صاحب مسيله و بلاد مجاور آن از اراضى مغرب اوسط بود . چون ميان بنى زيرى زعماى صنهاجه و وابستگان به عبيديان با زناته و هم‌پيمانانش جعفر و يحيى در اواخر ايام حكم المستنصر نبرد افتاد و در سال 360 ه صنهاجه منهزم گرديد و رئيسشان زيرى بن مناد كشته شد ، جعفر و يحيى با خاندان و مال و منال و اصحاب از بيم انتقام صنهاجه به اندلس مهاجرت كردند تا به خدمت حكم المستنصر درآيند و در سايهء دولت او بيارامند . و ما در اخبار حكم به اين امر اشارت كرديم . چون صنهاجه بر مغرب اوسط دست تطاول گشود ، بنى برزال كه از زناته بودند تحت فشار واقع شدند و به جعفر بن على الاندلسى نامه نوشتند تا نزد خليفه واسطه شود كه آنان را اجازت دهد از آب گذشته ، به اندلس درآيند . جعفر براى برآوردن اين مقصود دست به كار شد و نزد حكم المستنصر آنان را به شجاعت و فرمانبردارى بستود . حكم نيز اجازت داد . بنى برزال به اندلس آمدند و در خدمت سپاه تحت فرمان جعفر قرار گرفتند . در ايام حكم المستنصر و المنصور به همين حال بودند تا آنگاه كه رئيسشان حاجب ابو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه بن برزال يا برزالى در اواخر عهد عامريان حكومت قرمونه يافت و در آنجا همهء خاندان و اصحابش در كنف حمايت او گردآمدند . آنگاه ايام فتنه‌ها رسيد و بنى برزال نيز همانند ديگر بطون بربر در گرداب آن افتادند . چون رشتهء وحدت حكومت اندلس بگسيخت و هررئيسى شهرى را به تصرف درآورد ، ابو عبد اللّه نيز دعوى امارت قرمونه نمود و به نام خود خطبه خواند . اين واقعه در سال 404 ه / 1013 م بود . ابو عبد اللّه امور قرمونه را در ضبط آورد و لشكرش را سامان داد . « 1 » در برخى روايات مربوط به امراى طوايف آمده است كه ابو عبد اللّه در حكومت سيرتى پسنديده داشت و با مردم به عدل و مدارا رفتار مىكرد ؛ از اين‌رو دلهاى مردم به او گرايش يافت و قرمونه آباد شد و امن و راحت در همه‌جا حكمفرما گرديد . مردم

--> ( 1 ) . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 267 و 268 . نبذ تاريخية فى اخبار البربر ( رباط ، 1934 ) ، ص 44 .